حامد عطائی-سه رقیب حضرتپور در سخنرانیشان که مکررا با تذکر رئیس مجمع مواجه می‌شد،باشگاه داری شهرداری اورمیه را مورد عتاب قرار دادند.

دوتن از انصراف دهندگان به نفع کاندیدای اصلی رقیب، در سخنانشان از لابیگری برای انتخاباتی که لابی در آن حرف اول را می‌زند انتقاد داشتند.
کاندیدای مورد حمایت آنها در همین روز بروشورهایی بین اعضای مجمع پخش می‌کرد که در آن عکس رئیس سابق هیات با رییس سابق فدراسیون، که هم اینک معاون وزیر ورزش است و بیست و نهم همین ماه، باز رئیس فدراسیون والیبال خواهد شد، در صفحه اول آن به چشم می‌خورد.

یکی از رقبای انصراف داده،بدون توجه به عملکرد خودش در مسئولیت قبلی، مدام از ۵۰ میلیاردی که شهرداری در طول ۹ سال اخیر برای والیبال خرج کرده انتقاد می‌کرد و می‌گفت هیچ عایدی این هزینه کردها نداشته است.

یکی از کاندیداهای انصرافی به نفع حضرتپور،در یک نوبت گفت که از جشنواره ۲۵۰۰ نفره والیبال محلات اورمیه که شهرداری برگزار کننده آن بوده ۷ ملی پوش تحویل رده‌های مختلف تیمهای ملی شده اند.

همان رقیب انصرافی حضرتپور در دوره مسئولیت سابقش، یدالله کارگرپیشه را برداشت و برد برایش حکم مشاوره داد.او همه ۴-۵ سالی که آنجا بود از احتمال تیمداری در لیگ برتر حرف زد و هرگز بدان عمل نکرد.
گزارشگر ورزشی رادیو را معاون خود کرد و کلی چهره سینمایی تلویزیونی و ورزشی را در منطقه جمع کرد تا از عکسهایی که با آنها می‌گیرد در انتخابات پیش روی مجلس، که کاندیدا خواهد شد، استفاده کند.

نه تنها ورزش، که اقتصاد و فرهنگ و هنر و سینما و خبرنگار، و خبرنگار!، در قلمرو آن رقیب انصرافی حضرتپور کارکرد سیاسی یافتند! امروز هم که در دهات و محلات منطقه سابقا تحت امرش قدم میزند و برای انتخابات برنامه می‌ریزد نشان دهنده میزان تقیدش به شعارهایی بود که در زمان مدیریتش می‌داده.

آن کاندیدای دیگر رقیب که به نفع رقیب اصلی انصراف داد و از کلیه‌ی داده در راه ورزش‌اش به عنوان سند توانمندی مدیریت در این حوزه اسم برد هم که خاستگاه مشخصی دارد.

در و دیوار این شهر که روزی ترکش کرد و مهاجرت ناکام به اروپا را ترجیح داد،گواه شیفتگی سیاسی کار تک کلیه به مرشد سیاسی خود است،او آن دیگری و همه اسلافشان تا خرخره غرق ورزش سیاسی اند، به پیراهن های ورزشی کودکان معصوم هم رحم نمی‌کنند، صدرتا ذیل اندام ورزشی‌ای که برای مردم رنگ کرده‌اند پر است از پوسترهای گریبان چاکی و شیفتگی به شخصیتهای سیاسی و انتخاباتی به راستی کدام قبیح تر است؟ از ورزش به سیاست رفتن یا بالعکس؟

رقیب اصلی و انصراف نداده حضرتپور در جلسه مجمع انتخاباتی گفت از هیات والیبال به شهرداری رسیده و بعد طعنه زد که چطور شما از شهرداری می‌خواهید به هیات بیایید؟ و بعد پوزخندش را زد و تحقیرهایش را ادامه داد.

او در انتخابات دهم مجلس، وقتی رئیس هیات والیبال بود پسرش را کاندیدای مجلس کرد و به صورت خودجوش پیشکسوتان و والیبالی ها به ستاد آقازاده رفتند و سخنرانی کردند!حالا ورزش را سیاسی کننده تر کدام است؟ آنکه پول برق و تجهیزات و لوله اتصالات و رُفت و روب و نیروی خدماتی ورزشگاه ۶ هزارنفری را می‌دهد و تیم مورد حمایتش هر هفته ۶ هزارنفر را سه ساعت از دود و دم و نشئگی و خشونت و انحراف دور نگه می‌دارد؛ یا او که لقمه آماده حاصل از زحمات دیگران را توی حلقوم می‌گذارد و می‌بلعد؟ به راستی سکوهای سالن غدیر کی تا حالا حضرتپور و رضایی یا کارکنان شهرداری و مدیران عامل قبلی را تشویق کرده‌اند؟ این قدرنشناسیها حاصل کدام دسیسه های کینه توزانه سیاسی اند که ثمره هیجانات این ورزشگاه بزرگ برود در سبد رای آن آدم سیاسی معروف؟

بر اساس کدام توجیه شرعی و قانونی و اخلاقی نوچه‌های همپاله‌ی همان آدم سیاسی کذا در تاروپود والیبال، از هیات تا باشگاه و رسانه ملی و رسانه‌های مجازی در حال لولیدن و دستخوش گرفتن از آنها و باج گرفتن از اینهایند؟

لابد رییس سابق هیات از قراردادحقوق ماهانه ۴۵۰ هزارتومانی آن نوچه در هیات و باج‌خواهی ۲۰ میلیونی از باشگاه و دلالی بازیکن در فضای مجازی بی‌خبر است که دامن خود و آن دلباخته تک کلیه را از سیاست پاک می‌داند و حضرتپور و ترکیب فعلی حاکم بر هیات و باشگاه والیبال را سیاسی تلقی می‌کند.

دوشنبه قبل، حاصل آخرین تقلای جریانی که با شعار سیاست زدایی از ورزش نتوانست بیشتر از ۳ نفر از ۱۷ نفر اعضای مجمع را به باور اینکه حرف و عملش یکی‌ است، برساند، خداحافظی اجباری از صحنه ورزش بود و اگر اهل عبرت باشند رسیدن به صرافت اینکه، علاوه بر ورزش، باید چهارگوشه سیاست را هم ببوسند و آن را به اهلش واگذارند.