آیدین بابائی،این اعلام کاندیداتوری در حالی صورت گرفت که شهردار سال گذشته در رسانه های نزدیک به خود (باریش نیوز و میلت) انصراف خود را اعلام و علت این کنارگیری از رقابت را حضور افراد “شایسته تر” و “کارآمدتر” عنوان کرده بود .

اینکه چه علتی باعث شد شهردار پس از انصراف رسانه ای خود در یک اقدام غیر دیپلماتیک دوباره قصد مجمع کند و با صرف نظر از اینکه این اقدام ایشان از نظر اخلاقی مورد پذرش جامعه خواهد بود یا خیر ؛ نگارنده سعی دارد تا با واکاوی متن خبر اعلام کاندیداتوری شهردار ، تناقضات از”حرف” تا “عمل” وی را مورد بررسی قرار دهد.

محمد حضرت پور در حالی یکی از دلایل حضور خود در رقابت انتخاب ریاست هیات والیبال را توزیع متوازن امکانات عنوان کرده که عمل وی چیزی غیر از این را گواهی می کند .

بودجه قطره چکانی مسابقات محلات ارومیه که جزو وظایف ذاتی سازمان فرهنگی ورزشی وابسته به شهرداری ارومیه است در مقابل ریخت و پاش های بی حساب باشگاه شهرداری کاهی در مقابل کوه است .

البته شاید هم منظور شهردار از توزیع متوازن امکانات، تیمهای پر خرجی است که در “سالهای منتهی به انتخابات” توسط باشگاه شهرداری بسته می شود .

حضور تراویسا به عنوان مربی تیم در سال ۹۴ و رونمایی از تیم پرخرج آن سال در ستاد انتخاباتی و تشکیل پرخرج ترین تیم تاریخ باشگاه شهرداری در سال ۹۸ مصادیق این استفاده ابزاری از باشگاه در راستای ولخرجی های انتخاباتی از “جیب مردم” در باشگاه شهرداری است ، سیستم مدیریتی هزینه گرایی که فرقی برایش نمی کند چه کسی سکاندارش باشد.

نتیجه این هزینه کردها که تاریخ مصرف انتخاباتی دارد ، عدم وصول مطالبات تراویسا در سال ۹۴ و به تبع آن شکایت این مربی خارجی و محکومیت باشگاه شهرداری بود که همگی بعد از انتخابات صورت گرفت و هیچ کس هم ککش نگزید.

شهردار “استعداد یابی” را یکی دیگر از علل حضور خود در رقابتها عنوان کرده اند که به نظر می رسد یا تعریف درستی از استعداد یابی ندارند و یا بازخورد معکوسی از باشگاه شهرداری را به وی ارائه داده اند .

باشگاه شهرداری ارومیه که خود را نماینده “مهد والیبال” کشور معرفی می کند در طول سالیان فعالیت حرفه ای خود تا امروز هیچ استعدادی را به والیبال کشور معرفی نکرده و سالیان متمادی است که خود را به عنوان تیمی پرخرج و در عین حال “بی افتخار” مطرح می کند .

تیمی که با ورود به بازار نقل و انتقالات تمامی معادلات را به هم می ریزد و با پیشنهاد های اغوا کننده و قیمت های کذایی یک شبه قیمت بازیکنان را کهکشانی می کند.

نکته جالب در مورد باشگاه شهرداری مبالغ کلانی است که هر ساله برای خرید بازیکنان از رده خارج و مسن هزینه می شود.

از مهدی بازارگرد گرفته تا حمزه زرینی که ۱۲ سال پیش با تیم پگاه سابقه حضور در ارومیه را دارد و مبالغ دریافتی آنها هیچگونه توجیح منطقی و اقتصادی ندارد کما اینکه از این دست بازیکنان در طول مدت حضور ۸ ساله باشگاه شهرداری در سطح اول والیبال کشور کم نیست.

همین ریخت و پاشهای بی حساب و عدم نتیجه گیری باعث داغ شدن باج خواهی رسانه ای شده که با اولین تلنگر به مدیریت ضعیف باشگاه، خزانه های امید بر روی برخی ها باز می شود تا برای لاپوشانی سو مدیریت های موجود از جیب مردم هزینه شود، البته مدیریتی که با قسم و سوگند اعطا شده باشد نتیجه ای در خور هم نخواهد داشت.

با این اوصاف مشخص نیست شهردار روی چه حسابی دم از استعدادیابی می زند ، اما به نظر می رسد تاریخ مصرف این مورد هم تا زمان اتمام مجمع باشد .

با تفاسیر بالا و تناقضات موجود در حرف و عمل شهردار به نظر می رسد بهتر است محمد حضرت پور در خصوص حضور در مجمع والیبال تامل بیشتری انجام دهد و با طناب مشاوران جاه طلب خود درون چاه نرود چرا که به نظر می رسد مشاوره هایی که به ایشان داده می شود فرجام خوبی برای شهردار نخواهد داشت